نوشته های پراکنده
112 بازی برای بازیگران جوان

نوشته: گوین لوی

ترجمه: مفیده مظهر - علی ظفرقهرمانی نژاد

انتشارات نمایش

چاپ اول

پائیز 89

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 11:13  توسط ali-zafar  | 

ژست وحشیانه نقاش:

درباره فرانسیس بیکن

میلان کوندرا

 (ترجمه ای برای ئه ستیره که نقاشیهای بیکن را دوست دارد.)



1

وقتی میشل آرکیمبو[1] طرح کتابی را در مورد رخ نگاره ها[2] و خودنگاره ها[3]ی فرانسیس بیکن می ریخت، از من خواست تا مقاله کوتاهی برای آن بنویسم. او به من اطمینان داد که علاقه خود بیکن محرک این کار شده است. او مقاله کوتاهی را به یادم آورد که مدتها پیش در مجله لارک[4] از من منتشر شده بود و گفت آن مقاله به زعم نقاش جزو معدود نوشته هایی بوده که وی خود را در آن بازشناخته است. نمی توانم لذتی را که از این پیغام بردم انکار کنم؛ لذتی که سالها بعد از جانب هنرمندی می آمد که هرگز ملاقاتش نکرده بودم، اما او را بسیار می ستودم.

آن مقاله نشریه لارک درباره رخ نگاره های سه لته ایِ هنریتا مورائس[5] اثر بیکن بود؛ آن را در اولین سالهای مهاجرتم به فرانسه نوشتم، در حالیکه هنوز ذهنم درگیر خاطرات کشوری بود که ترک کرده بودم، و هنوز به عنوان سرزمین بازجویی و نظارت در یادم مانده بود. حالا حدود هجده سال گذشته و من تنها می توانم تأمل جدیدم را در مورد هنر بیکن با همان متن قدیمی سال 1977 آغاز کنم:

 



[1] Michel Archimbaud

[2] Portraits

[3] Self-portraits

[4] L'Arc

[5] Henrietta Moraes


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 11:9  توسط ali-zafar  | 

کتاب

درام کاربردی(موهبت تئاتر)

نوشته: هلن نیکولسن

به سرپرستی و ویرایش: علی ظفرقهرمانی نژاد

نشر: افراز

در سیزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران رونمایی شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 19:50  توسط ali-zafar  | 

منتشر شد!

تئاتر قانونگذار

(استفاده از هنر اجرا برای سیاست ورزی)

نوشته: آگوستو بوال

ترجمه: علی ظفرقهرمانی نژاد

نشر: بیدگل

اردیبهشت ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:2  توسط ali-zafar  | 

کتاب:

 

تحلیل فرمالیستی متن نمایشی    

(برای بازیگران، کارگردانان و طراحان)                                                  

نوشته: جیمز تامِس

برگردان: علی ظفرقهرمانی نژاد

انتشارات سمت

تابستان 1387

 

منتشر شد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 15:57  توسط ali-zafar  | 

 

در جستجوي تصوير شرطي[1]

مي خواهم در باب استفاده از تصاويري جبري [2] كه در زندگي روز مره ما را رنج مي دهند، ملاحظاتي داشته باشم.

مي گويند ما در جهاني زندگي مي كنيم كه تحت سلطة تصاوير است. اين حقيقت دارد كه تصاوير بر ما حكمراني مي كنند، خصوصاً تصاوير تلويزيوني كه برقراري گفت و گويي فعال با آنها تقريباً ناممكن است: آنچه هست  فقط تك گويي است. روزنامه ها حداقلي از آزادي براي خواننده قايلند. او مي تواند ريتم خواندن، صفحه، خبر و ترتيب خواندنش را انتخاب كند، و نيز تا حد خاصي مي تواند به صورت خيالي آرايشي مجدد و متناسب با سليقة خويش به كل روزنامه بدهد. اما در مورد تلويزيون، چنين امكاني ميسر نيست. تنها انتخابي كه براي ما مي ماند تابعيت است. همة آنچه مي توانيم انجام دهيم اداي احترامي مؤدبانه نسبت به صفحة تلويزيون است. همچون سربازي نسبت به افسر مافوق خود.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 15:4  توسط ali-zafar  | 

 

 

بخشهاي حذف شده از چاپ اول ترجمة كتاب «تئوري/تئاتر»، انتشارات سمت، بهار87

 

به دليل ناهمخواني با فرهنگ و اعتقادات ايراني- اسلامي، چاپ بخشهايي از ترجمة كتاب «تئوري/تئاتر» از ديد مسئولين انتشارات سمت مناسب ديده نشد و كتاب در چاپ اول خود بدون اين بخشها روانة بازار گرديد. اما به خاطر وجهة علمي و تحقيقاتي اين مباحث و به دليل پيوستگي آنها به لحاظ نظري با ديگر  بخشهاي كتاب، در اينجا پاره هاي محذوف را براي استفادة محققان، دانشجويان و علاقه مندان به عرصة مباحث نظري و فرهنگي مي آوريم تا با خوانش كامل اين كتاب ديدگاه جامع تري نسبت به آن و نيز نسبت به شبكة در هم تنيدة نظريات متأخردنيا پيدا نمايند.

در ضمن قطعاً نظرات شما راهگشاي ما در چاپهاي بعدي خواهد بود.

باسپاس و اميد

   علي ظفرقهرماني نژاد   

صفحه 47، سطر هشتم:

در اکثر اجراهای فمينيستی خصوصيات بدن زنان مورد توجه اند. کارولی شنيمان، اجراگر امريکايی، برای نشان دادن "نکوداشت بدن" از جسم خود استفاده می کند (1993: ص 63). وی در اجرايی به نام "طومار درون" کاملاً برخلاف اسطوره و نمادی که از بدن زن ساخته اند و با تفسير مجددی از آن به بررسی "فضای فرجی" خود می پردازد. در اين قطعه، وی طوماری را از مهبلش بيرون می کشد که بر روی آن حملة يک منتقد مرد به اثرش، به اتهام اينکه زيادی شخصی است، نوشته شده است. وی می نويسد: «من به مهبل به صورتهاي مختلف انديشيده ام-  مادی، مفهومی: به مثابه شکلی مجسمه وار، مرجعی معمارانه، سرچشمة دانش مقدس، جذبه، مَجرای تولد و دگرگونی و استحاله»(ص 234). آنی اسپرينکِل، هنرمند اجراگر و کارگرتجارت جنسی، تماشاگران را دعوت می کرد تا با آينه ی طبی لولة رحم وی را معاينه کنند تا با اين ترفند، ميل سنتی مردانه به اندام جنسی زنان را تحليل بَرد (کمبِل 1996: ص284 تا 285).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 15:3  توسط ali-zafar  | 

 

منتشر شد!

كتاب تئوري/تئاتر

نوشتة مارك فورتيه

ترجمة علي ظفرقهرماني نژاد

انتشارات سمت

بهار ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 22:12  توسط ali-zafar  | 

 

توصيه هايي براي نمايشنامه نويسي

 

  1. نمايشي (dramatic) به جاي روايي(narrative)

ارسطو گفته است: «تمام نمايشنامه ها را بايد به شكل نمايشي و نه روايي  نوشت.» بين اين دو تمايز بزرگي وجود دارد: متن روايي به ما چيزي مي گويد، حال آنكه متن نمايشي چيزي را به ما نشان مي دهد. به مثالي از كتاب هنر نمايشنامه نويس اثر «بيل پكارد» توجه كنيد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 9:27  توسط ali-zafar  | 

خانواده

نمايشنامه اي كه در دوران نمايندگي (آگوستو بوال) مبنايي براي جلسات مجادله بود

 

برگردان: علي ظفر قهرماني نژاد

 

 

شخصيتها (به ترتيب ورود)

 

ماريا دا گراچا (دختر جوان تر)

ماريا دا گلوريا (دختر بزرگتر)

سباستيانا (مادر)

بتو (برادر گلوريا و گراچا)

اورلاندو (پدر)

بابا بزرگ (پدربزرگ گلوريا و گراچا)

 

موقعيت نمايشي:

صحنه  در خانواده اي از طبقه زيرمتوسط روي مي دهد. روي  صحنه ميزي نهارخوري هست كه نزديك تلويزيون قرار دارد. چسپيده به اين اتاق، اتاق خواب است. همه چيز بسيار ساده است و فضا با عكسهاي خانوادگي تزئين شده. يكشنبه است و موقع نهار. پشت ميز گلوريا تكليف مدرسه اش را انجام مي دهد و گراچا تلويزيون تماشا مي كند.   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 17:57  توسط ali-zafar  |